بازدید کنترل برخورد اتوبوس استان سمنان

بازدید: کنترل برخورد اتوبوس استان سمنان وسیله نقلیه حادثه رانندگی جاده های سمنان پلیس راه سمنان

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی همه جریانات سیاسی باید باهم گفت وگوکنند/ قضایای 88تا کی می خواهد ادامه پیدا کند؟ ، حجتی کرمانی

روزنامه کشور عزیزمان ایران با محمدجوادحجتی کرمانی عضو مجلس خیرگان قانون اساسی مصاحبه ای انجام داده است.

همه جریانات سیاسی باید باهم گفت وگوکنند/ قضایای 88تا کی می خواهد ادامه پیدا کند؟ ، حجتی کرمانی

حجتی کرمانی:همه جریانات سیاسی باید باهم گفت وگوکنند/قضایای 88تا کی می خواهد ادامه پیدا کند؟

عبارات مهم : قانون

روزنامه کشور عزیزمان ایران با محمدجوادحجتی کرمانی عضو مجلس خیرگان قانون اساسی مصاحبه ای انجام داده است.

بخشهایی از مصاحبه را می خوانید:

همه جریانات سیاسی باید باهم گفت وگوکنند/ قضایای 88تا کی می خواهد ادامه پیدا کند؟ ، حجتی کرمانی

در نخستین مجلس خبرگان، چالش هایی بر سر تصویب قانون اساسی وجود داشت. گفته می شود امام خمینی(ره) ابتدا از پیش نویس موجود که گفته می شود به وسیله دکتر حبیبی نوشته شده است بود، راضی بودند. شما در آن دوره به عنوان نماینده استان کرمان در مجلس خبرگان حضور داشتید؛ چه شد که تصمیم به راه اندازی مجلس خبرگان قانون اساسی گرفته شد؟

من هم شنیده ام که گویا ایشان جهت راه اندازی مجلس خبرگان اصراری نداشتند و نظرشان این بود که همین پیش نویس به رأی عمومی گذاشته شود.اما آیت الله طالقانی پیشنهاد تشکیل خبرگان قانون اساسی را به امام خمینی(ره) می دهد. به این منظور که پیش نویس ابتدا مورد بررسی قرار گیرد، مجلسی که ابتدا مجلس پیش نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی بود تشکیل شد.

روزنامه کشور عزیزمان ایران با محمدجوادحجتی کرمانی عضو مجلس خیرگان قانون اساسی مصاحبه ای انجام داده است.

چرا چنین پیشنهادی مطرح شد؟

متأسفانه آن وقت نیروهای انقلاب دچار یک تقابل شده است بودند. شاید این رویارویی باعث شد آقای طالقانی جهت تجمیع آرا و یک کاسه کردن نظرات و نظر ها در بحث قانون اساسی به فکر راه اندازی این مجلس بیافتند. البته عمر مرحوم طالقانی به تدوین نهایی قانون اساسی نرسید. اول انقلاب یک حس غرب ستیزی در بسیاری از نیروهای انقلابی وجود داشت. روحانیون در بطن این فضای غرب ستیزی به دنبال الگویی تازه از حکومت داری به دنیا بودند.

به همین خاطر الگوی «جمهوری اسلامی» مطرح شد؟

از نظر بعضی روحانیون پیروی از الگوهای غربی جهت اداره حکومت مردود بود. یک بررسی کلی از قانون اساسی نشان می دهد بسیاری از عنصرهای اساسی این قانون اساسی مانند تفکیک قوا از غرب گرفته شده؛ ولی مشخصه مهم آن ولایت فقیه است و به همین علت در سه نهاد مقننه، قضائیه و مجریه حضور بسیار پررنگ ولایت فقیه را مشاهده می کنیم. به گونه ای که ریاست جمهوری بدون تنفیذ رهبری، قانونی نیست و نمایندگان نیز باید از فیلتر شورای نگهبان که عمدتاً منصوبین ولی فقیه هستند، رد شوند. مدیر قوه قضائیه را هم رهبری تعیین می کنند. عده ای از روشنفکران دینی و غیر دینی با توجه به این مصادیق، اینگونه برداشت می کنند که قانون اساسی ما امکان تحقق دموکراسی ناب را ندارد.

همه جریانات سیاسی باید باهم گفت وگوکنند/ قضایای 88تا کی می خواهد ادامه پیدا کند؟ ، حجتی کرمانی

برخی بر این عقیده اند که این قانون می توانست جمهوریت و اسلامیت را به شکل دیگری تضمین کند آیا که عرف عقلا در فقه اسلامی منبع بسیاری از احکام در شئون متفاوت سیاسی و اجتماعی هست؛ به گونه ای که عقل و عرف خود می تواند به صورت مستقل حکم صادر کند و منشأ قانونگذاری باشد.

انقلاب اسلامی کشور عزیزمان ایران بعد از پیروزی بلافاصله اقدام به تدوین قانون اساسی کرد. بعضی معتقدند شاید بهتر بود در تدوین قانون و تصویب آن تأملی بیشتری می شد. به نظر شما علت این سرعت در تدوین قانون اساسی چه بود؟

دلیل مهم شتاب در تدوین و تصویب قانون اساسی، تأکید حضرت امام بود که اصرار داشتند کار تدوین قانون در مناسب ترین وقت به آخر برسد تا هرچه سریعتر کشور سر و سامان پیدا کرده و نظام سیاسی مستقر و ارکان آن گزینش شوند. علت دیگر این بود که باید یک جایگاه حقوقی، مسئولیت اداره کشور را به عهده می گرفت.

روزنامه کشور عزیزمان ایران با محمدجوادحجتی کرمانی عضو مجلس خیرگان قانون اساسی مصاحبه ای انجام داده است.

نکته ای که می خواهم جهت نخستین بار مطرح کنم و کسی تا به حال به این توصیه توجه نکرده این است که امام قبل از اینکه رهبر یک انقلاب باشد یک عارف الهی و آخرت گرا بود. نگاه امام نسبت به قانون اساسی به تأسی از این روایت امام حسن مجتبی بود که می فرمایند:« جهت دنیا چنان کار کنید که گویی هر لحظه زنده خواهی بود؛ ولی جهت آخرت چنان کار کنید که گویی فردا خواهی مرد». حضرت امام این حالت را داشتند.

لذا عجله داشتند که در وقت حیات ارزش انقلاب و کشور سر و سامان پیدا کند و حکومت اسلامی به طور قانونی مستقر شود. بنابراین بعد از یک ماه که کار تدوین قانون اساسی به آخر نرسید امام مرتباً بر تمام کردن این مسأله تأکید می کردند. از سوی دیگر مسأله انحلال مجلس خبرگان قانون اساسی هم مطرح شد که امام بشدت با این مسأله مخالفت کردند. ولی آنچه شخصاً متوجه آن بودم و چند بار خدمت امام رسیدم و گفتم این بود که ما گرفتار یک تناقض بین «صحت» و «سرعت» در تصویب قانون هستیم. اگر بخواهیم با «سرعت» کار را انجام دهیم کار از «صحت» کافی برخوردار نمی شود؛ ولی اگر بخواهیم کار درست باشد با سرعت نمی توان کار را پیش برد. به ایشان گفتم که مصوبات مجلس خبرگان قانون اساسی در رسانه ها و محافل حقوقی محل ایراد بسیاری از حقوقدانان شده است هست. امام در جواب گفتند که شما هرچه بنویسید، انتقاد می کنند. ایشان تأکید داشتند که این کار باید هرچه سریع تر انجام شود؛ همین عنوان باعث شد که من در برابر نظر ایشان سکوت کنم.

همه جریانات سیاسی باید باهم گفت وگوکنند/ قضایای 88تا کی می خواهد ادامه پیدا کند؟ ، حجتی کرمانی

یعنی اعتقاد بودید کار با دقت کافی جلو نمی رود؟

بله. من تا روز آخر مردد بودم قانون را امضا کنم. چون اعتقاد نبودم که این قانون درست تنظیم شده است هست. قانون ایراداتی داشت و این ایرادات از دید من برطرف نشده بود. حضرت امام در صحبت خود فرمودند کسانی هم که به این قانون ایراداتی دارند به این قانون رأی بدهند؛ آیا که جهت این قانون متمم خواهیم نوشت تا نواقصش برطرف شود. بنابراین من در صورتجلسه آخر مجلس خبرگان امضای مشروط کردم. من در آن صورتجلسه نوشتم که«چون امام خمینی(ره) وعده متمم قانون اساسی را دادند من این قانون را امضا می کنم؛ ولی اشکالاتی که دارم در قانون مشهود هست. بنا بر وعده تکمیل قانون به وسیله متمم این قانون را امضا می کنم.».

ایرادات چه بود؟ بعداً برطرف شد؟

متمم قانون اساسی نتوانست ایرادات آن را برطرف کند و اعتقاد بودم وجودش در وقت حال با سن حکومت همخوانی ندارد. به طور مثال من این تعبیر را داشتم که ولایت فقیه مانند غذایی است که در جای خود بسیار خوب و مقوی است ولی با سیستم غذایی کودک همخوانی ندارد. من اعتقاد داشتم که هاضمه جامعه نوپای ما که تازه شرایط رژیم گذشته را پشت سر گذاشته است با اصل ولایت فقیه با این غلظت ناسازگار است و مافوق طاقت جامعه ماست. من در آن مجلس تأکید کردم که شما فکر می کنید که همه مراجع تقلید امام خمینی هستند. مورد نیاز است این توصیه مهم را بگویم که مسأله ولایت فقیه در قانون اساسی با انگیزه عدم تکرار مشروطیت و جلوگیری از انحراف انقلاب گنجانده شد و شرایط آن ایام این مسأله را شدت یافتن کرد.

در سال 68 قانون اساسی مورد بازبینی قرار گرفت. در این فرآیند ایرادات موجود اصلاح شد؟

بخشی از تعارضات مانند پرسشها اجرایی و درگیری های مدیر جمهوری با نخست وزیر در وقت ریاست جمهوری بنی صدر و آیت الله خامنه ای باعث شد امام خمینی دستور بدهند مجلس تجدید نظر در قانون اساسی تشکیل شود. در ماه های آخر فعالیت این مجلس، رحلت حضرت امام اتفاق افتاد و بعد از رحلت امام قانون اساسی دوم به رفراندوم گذاشته و تصویب شد. مهمترین اصلاحی که در این قانون صورت گرفت از بین بردن سمت نخست وزیری و اعطای اختیارات تشکیل دولت به مدیر جمهوری بود.

دلیل این امر به طوریکه گفتم همان چالش هایی بود که رؤسای جمهوری وقت با نخست وزیر ها داشتند و همین مسأله باعث شد که در تجدید نظر «نظام ریاستی» جایگزین «نظام پارلمانی» شود. ولی اگرچه مسئله اختلاف نخست وزیر و مدیر جمهوری برطرف شد ولی متأسفانه این اختلاف، به اختلاف بین رؤسای جمهور و رهبری کشید و در همه دوره ها این اختلاف بود و بدترینش هم در وقت احمدی نژاد و ترکتازی هایش در برابر رهبری بوده. مواجهه احمدی نژاد با رهبری بسیار بد بود و هرچه وقت زیاد گذشت، عمق این اختلافات زیاد شد؛ ولی به طور کلی در همه دوره ها این اختلاف بوده است ولی کم کم آرامتر معقول تر و مؤدبانه تر شده است هست. ولی به هر حال چون اختلاف نظر وجود دارد، با مشکلاتی روبه رو می شویم که مورد نیاز نمی دانم در اینجا به شرح آن بپردازم.

مسأله دیگر هم در تجدید نظر، به قوه قضائیه بر می گردد که قبلاً شورایی اداره می شد و بعد از بازنگری، مدیر قوه قضائیه از سوی رهبری منصوب می شود. مشکلاتی که در وقت اداره شورایی این قوه وجود داشت، تقریباً حل شد ولی به نظر می رسد این قوه استقلال مورد نیاز را ندارد. مهمتر از همه در تجدید نظر قانون این بود که به رهبری اختیارات بیشتری داده شد. کلمه «مطلقه» در قانون اساسی دوم اضافه و اختیارات این منصب را زیاد کرد. در این خصوص ممکن است هر کسی از زاویه نگاه خود تحلیل کند؛ ولی نگرانی عده ای از صاحبنظران این است که واگذاری این همه مسئولیت بر دوش رهبری، رهبر را زیر بار سنگین مسئولیت های متفاوت قرار می دهد. به هرحال به اعتقاد من تجدید نظر در قانون اساسی همه پرسشها حقوقی نظام سیاسی را حل نکرد و همان عجله ای که در قانون اساسی اول جهت رسیدن به نتیجه انجام شد، در قانون اساسی دوم هم صورت گرفت. به نظر من قانون اساسی، وحی منزل نیستو مشکلاتی دارد که باید اصلاح شود البته در وقت مقتضی.

عده ای معتقدند که باید در قانون اساسی بازبینی صورت بگیرد. شما نیز می گویید قانون اساسی با مشکلاتی روبه روست. در حال حاضر بازبینی قانون اساسی را بافایده می دانید؟

با توجه به مشکلاتی که در حوزه اقتصاد، سیاست داخلی و خارجی داریم و با توجه به فشار قدرت های مستکبر و مسائلی از این دست، به نظرم در حال حاضر راه حل عملی که می تواند مسئله را حل کند عوض کردن قانون اساسی نیست و حتی طرح مسأله عوض کردن و بازبینی قانون اساسی را صلاح نمی دانم. من فکر می کنم چیزی که در حال حاضر موثر است این است که باید به سمت «آشتی ملی» حرکت کنیم.

یعنی معتقدید «آشتی ملی» بر بازبینی قانون اساسی ارجحیت دارد؟

بله. ما ضمن قبول ایرادات قانون اساسی، می توانیم بگوییم این اشتباهات را در وقت مقتضی حل خواهیم کرد؛ الآن همین قانون اساسی قابل اجراست و ما اگر به همین قانون اساسی عمل کنیم بسیاری از مشکلاتمان حل می شود. ولی حرف من این است تمام کسانی که قانون اساسی را قبول دارند، اعم از اصلاح طلب،اصولگرا، روحانی، بازاری، دانشگاهی و سایر اقشار باوجود همه اختلافاتشان باید با یکدیگر به گفت و گو بنشینند.

از اول انقلاب تا امروز 40 سال می گذرد. در این 40 سال ما غلط های زیادی داشته ایم. یکی از غلط های بزرگ ما این بود که بسیاری از افراد یا خودشان از قطار انقلاب پیاده شدند یا ما آنها را از قطار بیرون کرده ایم. در این سال ها مشغول دو قطبی سازی خودی و غیر خودی بودیم. در جریان 88 روزنامه هایی مثل کیهان و صدا و سیما هم بر این طبل کوبیدند و بعضی در نماز جمعه گفتند سران فتنه باید اعدام شوند. بس است دیگر! تا چه زمانی می خواهیم در کشور به دعوا و درگیری بپردازیم؟ انقلاب دیگر یک جوان 20ساله مغرور نیست؛ الآن در آستانه 40سالگی و پختگی است و باید جهت دوام انقلاب و کشور عزیزمان ایران و خودمان و موقعیت و مسئولیت مان تصمیمات درست بگیریم و این نیاز به از خود گذشتگی و صبر و تحمل و به رسمیت شناختن همه آرا و عقاید و سلیقه ها دارد.

موضوعاتی چون «آشتی ملی»، «گفت و گوی ملی» و عناوینی از این دست، مدتی است که در محافل سیاسی و رسانه ای کشور عزیزمان ایران مطرح می شود. ولی کسی راه حلی جهت این گفت و گو ها ارائه نمی دهد. به نظر شما راهکار و الزامات این گفت و گو ها چیست؟

به نظرم راه حل عملی شدن آشتی ملی به دست رهبر انقلاب هست. ما می توانیم 22 بهمن را به یک گردهمایی آزاد با حضور همه نیروهایی که از قطار انقلاب پیاده شدند، تبدیل کنیم. البته در این میان استثنا هم داریم. حساب محاربین و کسانی که به روی انقلاب شمشیر کشیدند و با صدام و امریکا علیه مردم کشور عزیزمان ایران دست دوستی دادند، جداست و این افراد جایی در این کشور ندارند. البته قرآن راه توبه را جهت همه باز گذاشته هست. من این عنوان را سال 90 با عنوان «سال 90، دقیقه 90 جهت آشتی ملی» مطرح کردم. اعتقاد دارم که«آشتی ملی» پیش شرط دوام نظام هست. اعتقاد دارم اگر چنین کاری در شرایط موجود صورت بگیرد، جلوی بسیاری از پرسشها گرفته می شود. اخیراً مسئولان و صاحبنظران زیادی راجع به «گفت و گوی ملی» گفته اند و نوشته اند. این صحبت ها هیچ تفاوتی با نظر من ندارد. حالا نامش را می خواهیم هرچه بگذاریم.

یعنی آشتی ملی از دید شماهمان گفت و گوی ملی است؟

بله. مفهوم یکی هست. اگر صدای من از این تریبون به گوش رهبر انقلاب می رسد از ایشان درخواست می کنم خود ایشان هرچه سریعتر مقدمات این «آشتی ملی» را فراهم کنند. ما هیچ راه دیگری جهت دوام نظام نداریم. اگر همه کسانی که قانون اساسی را با مشکلاتی که دارد قبول دارند. حتی همه ایرانیان از همه اقوام و مذاهب به وسیله رهبری مقتدر نظام دور هم جمع شوند، قدرت ایشان و نظام بیش از پیش تحکیم می شود، کشور عزیزمان ایران از خطر می گذرد.

برخی معتقدند که اعتراضات دی ماه امسال لزوم گفت و گو یا به تعبیر شما «آشتی ملی» را بیش از پیش کرده است.

معتقدم رهبری و دولت باید تحکیم شوند. تضعیف رهبری و دولت و ارکان نظام اشتباه هست. باید پایه این ارکان را محکم کنیم. باید کاری کنیم که پایه های رهبری آیت الله خامنه ای مستحکم شود؛ چون ایشان تنها ستون خیمه انقلاب هستند. اگر خدایی نکرده روزی رهبر انقلاب نباشد، کشور ما مانند عراق و لیبی می شود. ما باید قدر رهبری را بدانیم و با انتقاد و ارائه طریق به ایشان، کشور را از خطرات دور کنیم.

باید همه جریانات و گروه ها اعم از اصلاح طلب، اصولگرا و همه جریانات ملی و مذهبی، مسلمان و غیر مسلمان، انقلابی و غیر انقلابی به غیر از محاربان به دعوت رهبری دور خیمه انقلاب جمع شوند و با هم آشتی و گفت و گو کنند.

رهبر معظم انقلاب یک بار اعلام کردند که ما با کسی قهر نیستیم که بخواهیم آشتی کنیم.

خود آیت الله خامنه ای یک بار فرمودند کسی که 180 درجه با نظر من مخالف است هم حق اظهار نظر دارد. ما می توانیم نظرات همدیگر را قبول نداشته باشیم. من امر ایشان را در همه امور مورد نیاز الاجرا و ایشان را رهبری مقتدر می دانم. ولی به این معنی نیست که به بعضی صحبت های یکدیگر نقد نداشته باشیم. ما می بینیم کشور هر روز با بحرانی تازه روبه رو می شود. بعد جهت آشتی ملی فردا خیلی دیر هست. امروز باید به این مقوله مهم جامه عمل بپوشانیم.

واژه های کلیدی: قانون | انقلاب | قانونی | انقلابی | مجلس خبرگان | قانون اساسی | ریاست جمهوری | اخبار سیاسی و اجتماعی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs